![]()
اثر استفاده از تسهیل گر بر پوششهای کاربید کروم-وانادیم تشکیل شده در فولاد ابزار D2 به روش نفوذ فعال حرارتی (1397) / برسلانی ، محبوبه، نویسنده
نوع مدرک: برنامهها و فایلهای کامپیوتری سرشناسه برسلانی ، محبوبه، نویسنده عنوان : اثر استفاده از تسهیل گر بر پوششهای کاربید کروم-وانادیم تشکیل شده در فولاد ابزار D2 به روش نفوذ فعال حرارتی : محبوبه برسلانی سال نشر : 1397 صفحه شمار: 71ص یادداشت چکیده
با توجه به خواص فیزیکی و مکانیکی بسیار خوب لایههای کاربیدی و به دلیل افزایش سختی و بهبود مقاومت به سایش و همچنین مقاومت به خوردگی این لایهها، ایجاد این پوششهای کاربیدی در صنعت، از اهمیت زیادی برخوردار هستند. پوششهای کاربیدی با روش واکنش نفوذ حرارتی نسبت به روشهای عملیات حرارتی سختکاری متداول همچون کربندهی و نیتروژندهی نه تنها منجر به سختی بالاتری برای قطعه می¬شوند، بلکه ایجاد آن نیاز به زمان و هزینه کمتری نیز دارد.
در این پژوهش به انجام عملیات واکنش نفوذ حرارتی بر روی نمونه¬های از فولاد ابزار سردکار D2 پرداخته شد. در گام نخست به منظور رسیدن به پوشش با شرایط مناسب، درصدهای وزنی متفاوت فروآلیاژ شامل 8، 12، 16، 20 و 24 درصد وزنی فروکروم و فرووانادیوم (با نسبت 1 به 1) استفاده شد. به این ترتیب که نمونه¬ها در حمام نمک شامل بوراکس به همراه مقادیر مختلف فروآلیاژ و 3 درصد وزنی پودر آلومینیوم در دمای 1000 درجه سانتیگراد و زمان 6 ساعت تحت عملیات واکنش نفوذ حرارتی قرار داده شدند. در ادامه نمونه¬ها در دمای 1070 درجه سانتیگراد به مدت 30 دقیقه آستنیته و نهایتاً در روغن کوئنچ شدند. آنالیزهای ریزساختاری پوشش¬ها با استفاده از میکروسکوپ¬های نوری، میکروسکوپ الکترونی روبشی، پراش اشعه ایکس و میکروسختی سنجی نشان دادند که بهترین شرایط پوشش با سختی HV1/2436 و ضخامت μm 63/10 از حمام حاوی 16 درصد وزنی فروآلیاژ (8 درصد وزنی فروکروم+ 8 درصد وزنی فرووانادیم) حاصل شده است. در گام بعدی به بررسی اثر میش متال به عنوان تسریع کننده فرایند پوششدهی پرداخته شد. به این ترتیب که حمام نمک 16 درصد وزنی فروآلیاژ با 3 و 4 درصد وزنی کاتالیست میشمتال در دمای 1000 درجه سانتیگراد و زمان¬های مختلف 1 تا 4 ساعت، مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه حاصل شده از بررسی در این بخش نشان داد که استفاده از حمام نمک با 4 درصد میش متال برای مدت زمان 4 ساعت با ایجاد سختیHV 2671و ضخامت μm 56/10، به عنوان پوشش با بالاترین سختی و ضخامت می¬باشد. نهایتاً این پژوهش نشان می¬دهد که استفاده از 4 درصد وزنی میش متال در ترکیب حمام نمک مذاب، با حفظ کیفیت پوشش، زمان عملیات واکنش نفوذ حرارتی را کوتاهتر می¬کند.
کلمات کلیدی: پوشش کاربید کروم-وانادیوم، فرایند نفوذ فعال حرارتی، میش متال، فولاد ابزار D2شناسه افزوده : حائریان اردکانی ، علی (1325)، استاد راهنما کهربائی ، سعید، استاد راهنما لینک ثابت رکورد: ../opac/index.php?lvl=record_display&id=24633 زبان مدرک : فارسی
شماره ثبت شماره بازیابی نام عام مواد محل نگهداری بخش وضعیت ثبت وضعیت امانت 460پ 460پ پایاننامه کتابخانه سجاد مهندسی مکانیک اسناد مرجع غیر قابل امانت ![]()
ارزیابی بیولوژیکی داربستهای کلسیم فسفات (BCP و β-TCP) پوششدهی شده با کلاژن (1397) / نجان ، مرتضی، نویسنده
نوع مدرک: برنامهها و فایلهای کامپیوتری سرشناسه نجان ، مرتضی، نویسنده عنوان : ارزیابی بیولوژیکی داربستهای کلسیم فسفات (BCP و β-TCP) پوششدهی شده با کلاژن : مرتضی نجات سال نشر : 1397 صفحه شمار: 90ص یادداشت ارزیابی بیولوژیکی داربستهای کلسیم فسفات (BCP و β-TCP) پوششدهی شده با کلاژن
چکیده:
در این پژوهش تجربی با استفاده از علم مهندسی بافت، به اصلاح سطحی داربستهای کلسیم فسفات BCP) و β-TCP) با پلیمر طبیعی کلاژن پرداخته شده تا شرایط چسبندگی و تکثیر سلولهای پیشساز استخوانی بهبود یابند. برای این منظور، ابتدا سطوح داربستهای BCP و β-TCP را با پروتئین سرم گاوی BSA)) آماده نموده و سپس به کمک ترکیب اتصالدهنده عرضی EDC-NHS، کلاژن روی سطوح تثبیت گردید. در ادامه شرایط مورفولوژی پوشش به کمک آزمونهای طیفسنج مادون قرمز تبدیل فوریه (FT-IR)، تصویر برداری میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) و آنالیز عنصری (EDS) مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج FT-IR، حضور پیوندهای آمیدی N-H و پیوندهای کربوکسیل C-O، C=O و C-H، در محدوده cm^(-1) 1700- 1400 طیف نمونههای BCP و محدودههای cm^(-1) 1700-1200 و cm^(-1) 3800-3100 در طیف داربستهای β-TCP نشان داد که بیانگر اتصال عرضی کلاژن به سطح داربستها میباشد. همچنین مشاهدات SEM و آنالیز EDS حضور عناصر N، C و Cl مرتبط با ساختار کلاژن و اتصال دهنده عرضی را نشان میداد. به منظور بررسی سمیت و چسبندگی سلولی نیز از آزمون سمیت سلولی (MTT) با استفاده از سلولهای (MG-63) در بازه زمانی 1، 3، 7، و 10 روز و تصویر برداری SEM استفاده شد. آزمون سمیت، تراکم بهینه سلولی بیشتری برای نمونههای پوششدهی شده نسبت نمونههای بدون پوشش نشان داد که این امر اثر پوشش کلاژنی در افزایش میزان زیستسازگاری و چسبندگی سلولی داربستها مشخص میکند (05/0< p). نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که داربستهای β-TCP نسبت به نمونههای BCP، ضمن اتصال مناسبتر با کلاژن، عملکرد بهتری را در میزان زیستسازگاری و چسبندگی سلولی از خود نشان میدهند.
کلمات کلیدی: گرافت استخوانی، کلاژن، داربستهای کلسیم فسفات، سمیت و چسبندگی سلولیشناسه افزوده : کهربائی ، سعید، استاد راهنما کفائی رضوی ، مرتضی، استاد راهنما مولوی ، احمد، استاد مشاور لینک ثابت رکورد: ../opac/index.php?lvl=record_display&id=24628 زبان مدرک : فارسی
شماره ثبت شماره بازیابی نام عام مواد محل نگهداری بخش وضعیت ثبت وضعیت امانت 456پ 456پ پایاننامه کتابخانه سجاد مهندسي مواد و متالورژي اسناد مرجع غیر قابل امانت ![]()
اصلاح زیرلایههای تیتانیوم مورد استفاده در ایمپلنت ها با اکسید تیتانیوم و پوشش دهی فلوئورهیدروکسی آپاتیت/استرانسیم به روش هیدروترمال (1396) / ترابی مند ، هانیه، نویسنده
نوع مدرک: متون چاپی سرشناسه ترابی مند ، هانیه، نویسنده عنوان : اصلاح زیرلایههای تیتانیوم مورد استفاده در ایمپلنت ها با اکسید تیتانیوم و پوشش دهی فلوئورهیدروکسی آپاتیت/استرانسیم به روش هیدروترمال : هانیه ترابی مند سال نشر : 1396 صفحه شمار: 77 ص یادداشت چکیده
در این تحقیق آلیاژTi-6Al-4V مورد استفاده در ساخت ایمپلنتهای پزشکی تحت عملیات اصلاح سطحی قرار گرفت. زیرلایههای آلیاژ تیتانیوم، ابتدا تحت فرایند آندایزینگ قرار گرفتند تا هم مقاومت به خوردگی آنها افزایش یابد و هم زبری سطحی بیشتر شود. پس از فرایند آماده سازی زیرلایههای تیتانیومی، دو ترکیب فلوئورهیدروکسی آپاتیت و فلوئورهیدروکسی آپاتیت/استرانسیم با استفاده از روش سل- ژل سنتز گردید. مواد پوششی سنتز شده، با کمک تکنیک غوطهوری، بر روی زیرلایههای آلیاژی اعمال شده و در دمای°C 80 به مدت 12 ساعت خشک شدند. پس از این مرحله، نمونهها در شرایط عملیات حرارتی قرار گرفتند. ابتدا در کوره با اتمسفر محیط در دمای °C500 به مدت یک ساعت تحت عملیات حرارتی قرار گرفتند و سپس در شرایط هیدروترمال در دمای °C190 به مدت 7 ساعت عملیات حرارتی شدند. جهت بررسی ساختار پوششها و ریزساختار سطح از آنالیز پراش اشعه ایکس و میکروسکوپ الکترونی روبشی بهره گرفته شد. همچنین آزمونهای بیولوژیکی سمیت سلولی و چسبندگی جهت ارزیابی زیست سازگازی نمونه ها انجام شد. بررسی نتایج آنالیز فازها نشان داد که استفاده از روش هیدروترمال و افزودن استرانسیم به ترکیب اولیه به ترتیب منجر به کاهش و حذف فازهای ناخواسته و مضر شده است. نتایج چسبندگی سلولی نشان داد وجود پوشش کلسیم فسفاتی بر روی سطح منجر به افزایش چشم گیر چسبندگی سلول ها و خواص زیست سازگاری میشود، این در حالی بود که افزودن استرانسیم به ترکیب اولیه تفاوت چندانی در خواص چسبندگی سلولی نداشت. همچنین سمیت سلولی در هیچ کدام از نمونهها مشاهده نشد.
کلمات کلیدی: آلیاژ تیتانیوم Ti-6Al-4V، هیدروکسی آپاتیت، پوششدهی سل-ژل، هیدروترمال، چسبندگی سلولیشناسه افزوده : کهربائی ، سعید، استاد راهنما لینک ثابت رکورد: ../opac/index.php?lvl=record_display&id=24586 زبان مدرک : فارسی
شماره ثبت شماره بازیابی نام عام مواد محل نگهداری بخش وضعیت ثبت وضعیت امانت 417 پ 417 پ پایاننامه کتابخانه سجاد مهندسي مواد و متالورژي اسناد مرجع غیر قابل امانت ![]()
بررسی میزان فرو وانادیوم و فرو کروم حمام مذاب برخواص پوشش کاربیدی فولاد H13 به روش واکنش نفوذ فعال حرارتی و اثر تسریع بخش میش متال بر آن (1397) / نجفیان رضوی ، نسترن، نویسنده
نوع مدرک: متون چاپی سرشناسه نجفیان رضوی ، نسترن، نویسنده عنوان : بررسی میزان فرو وانادیوم و فرو کروم حمام مذاب برخواص پوشش کاربیدی فولاد H13 به روش واکنش نفوذ فعال حرارتی و اثر تسریع بخش میش متال بر آن تکرار نام مولف : نسترن نجفیان رضوی سال نشر : 1397 صفحه شمار: 76ص یادداشت چکیده
فرآیند واکنش نفوذ حرارتی (TRD) روشی در سخت کاری سطح می باشد که با ایجاد لایه کاربیدی بر سطح فولاد منجر به بهبود سختی، مقاومت به خوردگی و مقاومت به سایش قالبها و قطعات مصرفی میشود. لایه کاربیدی توسط عناصر کاربیدساز همچون کروم، وانادیوم و تیتانیوم تشکیل میشود. در این پژوهش به منظور بررسی اثر ترکیب، از مقادیر مختلفی از فرو کروم و فرو وانادیوم شامل 8، 12، 16، 20 و 24 درصد با نسبت های برابر به همراه 3% آلومینیوم و نمک بوراکس جهت انجام عملیات TRD بر روی فولاد گرمکار H13 در دمای °C1000 به مدت 6 ساعت استفاده شد. بدین ترتیب پوشش دوتایی کاربید کروم-وانادیوم بر زیرلایه H13 تشکیل شد. با استفاده از میکروسکوپ های نوری و الکترونی روبشی به ترتیب ضخامت و ریزساختار پوشش نمونهها مشاهده شد. همچنین به وسیله آنالیز نقطه ای و پراش اشعه ایکس مقدار عناصر آلیاژی و فازهای تشکیل دهنده بر روی سطح آنالیز شدند. سختی نمونهها نیز با استفاده از دستگاه میکروسختی سنجی تعیین گشت. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهند که با افزایش مقدار فرو آلیاژ، سختی و ضخامت نمونه افزایش یافته است. در ترکیب حاوی مقادیر بیشتر از 16% از فرو وانادیوم و فرو کروم، پوشش به طور غیریکنواخت ایجاد شده و فازهای کاربیدی نیز در زیرلایه مشاهده شدند. بنابراین ترکیب حاوی 8% فروکروم و 8% فرو وانادیوم، به عنوان ترکیب بهینه با ایجاد پوششی به ضخامت µm 65/7 و سختی HV2115 انتخاب شد. در گام بعدی، با افزودن 3 و 4 درصد کاتالیست میش متال در همان دمای قبلی و زمانهای 1 تا 4 ساعت به حمام ترکیب بهینه، اثر تسریع بخشی پوشش و پارامترهای موثر بر پوشش مانند سختی و ضخامت پوشش بررسی شد. در نهایت به دلیل کاهش سختی، عدم یکنواختی پوشش و وجود کاربیدها در زیر لایه نمونه حاصل از ترکیب حاوی 4% میش متال نسبت به نمونه حاصل از ترکیب بهینه بدون میش متال، استفاده از کاتالیست میش متال در این پژوهش به صورت اثر مثبت حاصل نشد.
کلمات کلیدی: واکنش نفوذ حرارتی، فولاد گرمکار H13، کاربید کروم-وانادیوم، میش متالشناسه افزوده : کهربائی ، سعید، استاد راهنما ظهور وحیدکریمی ، ابراهیم، استاد راهنما لینک ثابت رکورد: ../opac/index.php?lvl=record_display&id=25046 زبان مدرک : فارسی
شماره ثبت شماره بازیابی نام عام مواد محل نگهداری بخش وضعیت ثبت وضعیت امانت 525پ 525پ پایاننامه کتابخانه سجاد مهندسي مواد و متالورژي اسناد مرجع غیر قابل امانت ![]()
تعیین دمای شروع تحول آستنیت به مارتنزیت در فولاد ابزار D2 با روش اندازهگیری تغییرات وزن نمونه حین سرمایش تحت میدان مغناطیسی (1397) / مرتضی نیا ، نازنین، نویسنده
نوع مدرک: متون چاپی سرشناسه مرتضی نیا ، نازنین، نویسنده عنوان : تعیین دمای شروع تحول آستنیت به مارتنزیت در فولاد ابزار D2 با روش اندازهگیری تغییرات وزن نمونه حین سرمایش تحت میدان مغناطیسی تکرار نام مولف : نازنین مرتضی نیا سال نشر : 1397 صفحه شمار: 74ص یادداشت چکیده
بررسی اثر فرآیند عملیات حرارتی فولاد ابزار AISI D2 بر روی ریزساختار و رفتار مکانیکی آن جهت استفاده گسترده در صنعت، حائز اهمیت است. در بین تمام ویژگی های این نوع فولادها دمای شروع استحاله آستنیت به مارتنزیت (Ms) پارامتری است که به شدت متأثر از ترکیب شیمیایی و همچنین دمای آستنیته فولاد می باشد. لذا تعیین دمای Msحائز اهمیت می باشد. اندازه گیری دمای Ms اغلب توسط روش دیلاتومتری انجام می شود. این روش، آزمونی آزمایشگاهی محسوب شده که امکان استفاده از آن در فرآیند بازرسی 100% قطعات فراهم نمی باشد. بنابراین استفاده از روشهای غیر مخرب از جهت صدمه نزدن به نمونه و کوتاه کردن زمان بازرسی در این زمینه می تواند مفید باشد. لذا در این پژوهش به منظور تعیین دمای Ms در فولاد ابزار D2 از روش اندازه گیری تغییرات وزن نمونه حین سرمایش تحت میدان مغناطیسی (به دلیل تغییر در خواص مغناطیسی نمونه حین سرمایش) استفاده شده است. سرعت سرد کردن نمونه در روش پیشنهادی نسبت به روش آزمایشگاهی دیلاتومتری، با نرخ سرمایش قطعه در هوا انطباق بیشتری دارد. در این مطالعه، در هر بار آزمایش دو نمونه بعد از عملیات آنیل، به طور همزمان برای مدت زمان 30دقیقه، در دمای C 1050، آستنیته شدند. پس از پایان زمان آستنیته، هر دو قطعه هم زمان از کوره خارج شدند. یکی از نمونهها بر روی ترازو تحت میدان مغناطیسی آهنربا قرار گرفت تا حین سرد شدن تغییرات وزن در آن اندازه¬گیری شود. نمونه دیگر نیز همزمان جهت اندازهگیری دما تحت سنسورهای دستگاه ترمومتر متصل به کارت ثبت داده قرار گرفت. نهایتاً با رسم تغییرات دما برحسب کاهش وزن امکان تعیین دمای Ms فراهم شد. نتایج حاصل شده از روش پیشنهادی با نتایج به دست آمده از آزمون دیلاتومتری و معادله تجربی جهت تعیین دمای Ms همخوانی بالایی را نشان می دهند. در نهایت نیز به مشخصهیابی ریزساختار نمونه های کوئنچ شده در هوا پرداخته شده است.
واژگان کلیدی: دمای شروع تحول آستنیت به مارتنزیت، تغییر رفتار مغناطیسی، آزمون دیلاتومتری، فولاد ابزار سردکار D2، مشخصه یابی ریزساختارشناسه افزوده : کهربائی ، سعید، استاد راهنما لینک ثابت رکورد: ../opac/index.php?lvl=record_display&id=25052 زبان مدرک : فارسی
شماره ثبت شماره بازیابی نام عام مواد محل نگهداری بخش وضعیت ثبت وضعیت امانت 531پ 531پ پایاننامه کتابخانه سجاد مهندسي مواد و متالورژي اسناد مرجع غیر قابل امانت ![]()
شناسایی تغییرات خواص مکانیکی ناشی از بازپخت در فولادهای با ترکیب شیمیایی متفاوت به صورت غیرمخرب با استفاده از روش های حلقه هیسترزیس مغناطیسی و نشت شار مغناطیسی (98) / شریف باقری ، امیرعلی، نویسنده
نوع مدرک: متون چاپی سرشناسه شریف باقری ، امیرعلی، نویسنده عنوان : شناسایی تغییرات خواص مکانیکی ناشی از بازپخت در فولادهای با ترکیب شیمیایی متفاوت به صورت غیرمخرب با استفاده از روش های حلقه هیسترزیس مغناطیسی و نشت شار مغناطیسی تکرار نام مولف : امیرعلی شریف باقری سال نشر : 98 صفحه شمار: 96ص یادداشت چکیده
ریزساختار، درصد کربن و شرایط عملیات حرارتی از عوامل موثر بر خواص مکانیکی و مغناطیسی قطعات فولادی میباشند. در سال¬های اخیر، در بازرسی قطعات در تولید انبوه صنعتی، روشهای معمول (مخرب) برای مشخصهیابی تغییرات ریزساختاری همچون متالوگرافی و سختیسنجی و آزمون کشش که وقتگیر و هزینهبر هستند، جای خود را به روشهای غیر مخربی مانند جریان گردابی و حلقه هیسترزیس مغناطیسی که باعث صرفهجویی در دو فاکتور هزینه و زمان میشود، داده اند. این پژوهش با هدف مشخصه یابی غیرمخرب خواص مکانیکی در قطعات فولادی انجام شده است. در این پژوهش از 4 گروه 6 تایی از نمونه های فولاد ساده کربنی با مقادیر مختلف کربن (3/0، 46/0، 54/0 و71/0 درصد وزنی کربن) که همگی در دمای 900 درجه سانتیگراد آستنیته شده و سپس در آب کوئنچ و نهایتاً هر گروه در دماهای 200 تا 600 درجه سانتیگراد بازپخت شده اند، استفاده شده است. به منظور مشخصهیابی ریزساختار و خواص مکانیکی نمونهها از روشهای متالوگرافی، سختیسنجی و آزمون کشش استفاده شده است. آزمون های مکانیکی نشان داده اند که برای تمامی فولادها در اثر بازپخت در محدوده دمایی 200 تا 600 درجه سانتیگراد، سختی، استحکام کششی و استحکام تسلیم کاهش و انعطافپذیری افزایش پیدا کرده است. در ادامه این پژوهش، توانایی روشهای غیرمخرب حلقه هیسترزیس مغناطیسی و نشت شار مغناطیسی در مشخصهیابی خواص مکانیکی در فولادهای تحت عملیات حرارتی قرار گرفته، بررسی شده است. نتایج حاصل از آزمون حلقه هیسترزیس مغناطیسی نشان میدهد که با افزایش دمای بازپخت برای تمام فولادهای مورد استفاده در این پژوهش، بیشینه چگالی شار مغناطیسی و نفوذپذیری تفاضلی افزایش و همچنین میدان وادارندگی و پسماند مغناطیسی کاهش مییابد. در آزمون نشت شار مغناطیسی نیز بیشینه ولتاژ القایی با افزایش دمای بازپخت کاهش مییابد. ضرایب همبستگی بالای بدست آمده ناشی از ارتباط بین خواص مکانیکی و خروجی های روش های هیسترزیس مغناطیسی و نشت شار مغناطیسی، مؤید قابلیت دو روش غیرمخرب در تعیین خواص مکانیکی می باشد. در بین خروجی¬های روش هیسترزیس مغناطیسی، نفوذپذیری تفاضلی (با ضریب همبستگی97/0) به عنوان خروجی بهینه بهترین شرایط برای تفکیک پذیری نمونه های مختلف را دارد. همچنین مقایسه دو روش هیسترزیس مغناطیسی و نشت شار مغناطیسی با اختلاف مقادیر نرماله شده از 1 تا 69/1 که نشان دهنده دقت بالاتر روش نشت شار مغناطیسی در تعیین خواص مکانیکی می¬باشد.
کلمات کلیدی: فولاد ساده کربنی، عملیات بازپخت، خواص مکانیکی، آزمون های غیرمخرب، حلقه هیسترزیس مغناطیسی، نشت شار مغناطیسیشناسه افزوده : کهربائی ، سعید، استاد راهنما لینک ثابت رکورد: ../opac/index.php?lvl=record_display&id=25389 زبان مدرک : فارسی
شماره ثبت شماره بازیابی نام عام مواد محل نگهداری بخش وضعیت ثبت وضعیت امانت 592پ 592پ پایاننامه کتابخانه سجاد مهندسي مواد و متالورژي اسناد مرجع غیر قابل امانت
نوع مدرک: متون چاپی سرشناسه پوروطن ، نور محمد، نویسنده عنوان : شناسایی غیرمخرب عمق لایه¬ی کربن¬زدایی شده در فولاد¬های هادفیلد : نور محمد پوروطن سال نشر : 1397 صفحه شمار: 130 ص یادداشت چکیده
در این پژوهش از فولاد هادفیلد که یکی از پر کاربردترین فولادها در صنعت است با هدف مشخصه¬یابی غیرمخرب ریزساختار سطح ناشی از فرایند کربن¬زدایی استفاده شد. در واقع هدف اصلی این پژوهش شناسایی تغییرات ریزساختاری و تحول فازی (استنیت به مارتنزیت) در منطقه¬ی کربن¬زدایی شده¬ی سطح می¬باشد. لذا شناسایی نوع فاز و ضخامت لایه¬ی تغییر فاز داده شده، و تغییرات خواص مکانیکی در این منطقه مد¬نظر بوده¬است. لذا 4 نمونه¬¬ از فولاد هادفیلد برای مدت زمان¬های 2، 3، 4 و 5 ساعت در کوره استنیته، و در آب کوئنچ شدند، تا اینکه نمونه¬هایی با عمق¬های متفاوت از لایه¬ی کربن¬زدایی حاصل شود. جهت مشخصه¬یابی عمق¬های کربن¬زدایی از نظر نوع فاز و ریزساختار از روش¬های مشاهدات میکروسکوپی نوری، الکترونی روبشی و پراش اشعه¬ی ایکس، و جهت تعیین خواص مکانیکی و اندازه¬گیری عمق لایه، از روش میکروسختی سنجی استفاده شد. نتایج بررسی¬های مخرب نشان می¬دهد که عمق¬های کربن¬زدایی از 80 تا 250 میکرومتر حاصل شده¬است. نتایج حاصل از سختی¬سنجی نیز نشان می¬دهند که با افزایش میزان خروج اتم¬های کربن و منگنز از سطح، سختی از قسمت مرکزی از حدود 300 ویکرز به حدود 900 ویکرز در سطح افزایش ¬یافت. بررسی تغییرات ولتاژ القایی برای نمونه¬های عملیات حرارتی شده، تحت شرایط متفاوت در بازه¬ی فرکانسی Hz 100 تا KHz 10 انجام شد. نتایج نشان دادند که در اثر وقوع کربن-زدایی در سطح قطعات استحاله¬ی فازی استنیت به مارتنزیت صورت گرفته است. تغییر در خروجی¬های ایجاد شده، تنها به دلیل تغییر افزایش نفوذپذیری مغناطیسی ناشی از تشکیل فاز مارتنزیت در سطح می¬باشد. با افزایش عمق لایه¬ی کربن¬زدایی شده در سطح، خروجی¬های جریان گردابی افزایش یافت. لذا با تغییر خواص مغناطیسی سطح، خروجی¬های آزمون جریان گردابی نیز تحت تأثیر تغییر در ضخامت لایه¬ی مارتنزیتی تغییر، و افزایش یافت.
کلمات کلیدی:فولاد هادفیلد، پدیده¬ی کربن¬زدایی، مشخصه¬یابی غیر¬مخرب، آزمون جریان گردابی¬، آزمون هیسترزیسشناسه افزوده : کهربائی ، سعید، استاد راهنما لینک ثابت رکورد: ../opac/index.php?lvl=record_display&id=24590 زبان مدرک : فارسی
شماره ثبت شماره بازیابی نام عام مواد محل نگهداری بخش وضعیت ثبت وضعیت امانت 421 پ 421 پ پایاننامه کتابخانه سجاد مهندسي مواد و متالورژي اسناد مرجع غیر قابل امانت ![]()
مشخصه یابی تغییرات ریزساختاری در فولاد ابزار سرد کار D2 با استفاده از روش های غیرمخرب هیسترزیس مغناطیسی و سنسور اثر هال (1398) / خانی ، محمد، نویسنده
نوع مدرک: متون چاپی سرشناسه خانی ، محمد، نویسنده عنوان : مشخصه یابی تغییرات ریزساختاری در فولاد ابزار سرد کار D2 با استفاده از روش های غیرمخرب هیسترزیس مغناطیسی و سنسور اثر هال تکرار نام مولف : محمد خانی سال نشر : 1398 صفحه شمار: 86ص یادداشت چکیده
امروزه روش های مختلفی برای شناسایی تغییرات ریزساختاری فولادهایی که تحت عملیات حرارتی قرار می گیرند وجود دارد. از جمله این روش ها می توان به آنالیز XRD، سختی سنجی، آزمون های دیلاتومتری، متالوگرافی و تصاویر میکروسکوپی اشاره کرد. اما این روش ها همگی مخرب و نیازمند صرف زمان، انرژی و هزینه زیاد بوده و امکان بازرسی 100% قطعات وجود ندارد. در این پژوهش با بهرهگیری از روش غیرمخرب حلقه های هیسترزیس مغناطیسی و سنسور اثر هال به شناسایی تغییرات ریزساختاری فولاد ابزار سردکار D2 که تحت شرایط متفاوت از عملیات سخت کاری و عملیات بازپخت قرار گرفته اند، پرداخته شد. برای اندازه گیری میزان آستنیت باقیمانده در ریزساختار فولادD2 حاصل از عملیات کوئنچ، 6 نمونه را در بازه دمایی 1000 تا 1130 درجه سانتیگراد به مدت 45 دقیقه آستنیته و در روغن کوئنچ شدند. سپس عملیات بازپخت در محدوده دمایی 200 تا 650 درجه سانتیگراد به مدت 120 دقیقه بر روی نمونه هایی که در دمای 1080 درجه سانتیگراد آستنیته شده بودند انجام شد تا ریزساختار متفاوت به دست آمده به کمک روش های غیرمخرب حلقه¬های هیسترزیس مغناطیسی و سنسور اثر هال شناسایی شود. نتایج حاصل از تصاویر میکروسکوپ SEM و آنالیز XRD، افزایش آستنیت باقیمانده را با افزایش دمای کوئنچ و کاهش آستنیت باقیمانده را با افزایش دمای بازپخت نشان می دهد. نتایج حاصل از حلقه هیسترزیس نشان می دهد که با افزایش دمای کوئنچ مشخصه های میدان وادارندگی، پسماند مغناطیسی، نفوذپذیری مغناطیسی، اشباع مغناطیسی و تلفات مغناطیسی افت پیدا کرده است و همچنین با افزایش دمای بازپخت مشخصه های نفوذپذیری مغناطیسی و اشباع مغناطیسی افزایش پیدا کرده است. با توجه به اطلاعات به دست آمده در این پژوهش، نتیجه می گیریم که ارتباط خوبی بین خروجی های سنسور اثر هال و حلقه های هیسترزیس مغناطیسی با روش های مخرب (آنالیز XRD و تصاویر میکروسکوپ SEM) است و تغییر در ریزساختار نمونه ها باعث تغییر در نتایج به دست آمده از روش غیرمخرب شده است که با قرار دادن هر نمونهی مجهول بر روی یوک دستگاه غیرمخرب و یا قرار دادن سنسور هال و تعیین نفوذپذیری و پارامترهای مغناطیسی آنها، مشخصههای ریزساختاری و خواص مکانیکی فولاد ابزار می تواند تعیین شود.
واژههای کلیدی: فولاد ابزار سرکار D2، حلقه هیسترزیس مغناطیسی، سنسور اثر هال، تغییرات ریزساختاریشناسه افزوده : کهربائی ، سعید، استاد راهنما لینک ثابت رکورد: ../opac/index.php?lvl=record_display&id=25381 زبان مدرک : فارسی
شماره ثبت شماره بازیابی نام عام مواد محل نگهداری بخش وضعیت ثبت وضعیت امانت 584پ 584پ پایاننامه کتابخانه سجاد مهندسي مواد و متالورژي اسناد مرجع غیر قابل امانت